وقتی که مرگ عشق برایم بعید نیست
این گونه شعر گفتن من هم مفید نیست
گفتید زنده ایم و به دلها امید هست
اما نگاه کردم و دیدم امید نیست
یک مشت خودپرست که دیدم میانتان
صد ها یزید هست و یکی بایزید نیست!
با کهنگی باور خود خو گرفته اید
در تنگنای سینه اتان عطر عید نیست
عمریست تا اسیر خرافات مانده اید
در ذهنتان بشارت حرف جدید نیست
ایا چه چیز روی شما را سیاه کرد؟
گشتم تمام شهر، یکی روسپید نیست
برچسب: وقتی که مرگ ما را برباید,
نویسنده: ستایش افشاری
تاريخ: شنبه
27 شهريور
1395 ساعت: 1:01